آرشاشاه مردان

خاطرات قشنگ کودکی آرشاجون

آرشا جون وکلاس اول

1394/10/3 16:18
نویسنده : مامان وبابا
107 بازدید
اشتراک گذاری

با سلام

از مهمترین وقشنگ ترین اتفاقات این مدت مدرسه رفتن آرشاجون بود که بعدا عکس هاش رو میذارم

برخلاف تصورمون ارشا روز اول رو گریه کرد وبا گریه کردن از من جداشذ من توی کلاس موندم وروز دوم هم خودم اونو به مدرسه بردم امام روزهای بعد ی شرایط بهتر شد .مغلم خوبش آقای رجایی بود که با بچه ها ارتباط خوبی برقرار کرد .

وخیلی زودتر از اونچه فکرش روبکنیم آرشا جون با شرایط جدید خودش رو وقف داد .معمولا توی فاطله ایی که به خونه می رسه تا قبل از برگشت من از اداره مشق هاشو می نویسه .روزهای اول خیلی حساس بود ومدام پاک میکرد چند باری مجبورشدم پاکنش رو بگیرم تا عادت کنه .

یکی از قشنگ ترین خاطاتش این بود که معلمشون گفته بود با ابرو جمله بسازه وآرشا نوشته بود مادر درسورت ابرو دارد .چون هنوز حرف ص رو نخونده بودند صورت رو با س نوشته بود .

ودیگه اینگه یه روز تولد دوستش بوده آرشا یه مداد گلی که من براش خریده بودم وگفته بودم از ترکیه اومده وبراش خیلی مهم بود رو به دوستش هدیه داده بود .

 

 

 

پسندها (0)
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف